با
چشمانی خیس و اشک آلود
می نگرم به این جاده ی کوتاه مه آلود
و ای تنها حاصل من از این سراب پوچ بی مقصود (ای قلب شکسته و درد آلود)
خسته ام ، خسته ام ، خسته ام از انتظار وهم آلود ...
می نگرم به این جاده ی کوتاه مه آلود
و ای تنها حاصل من از این سراب پوچ بی مقصود (ای قلب شکسته و درد آلود)
خسته ام ، خسته ام ، خسته ام از انتظار وهم آلود ...
سینه مالامال درد است ای دریغا ... مرهمی ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
از علاقه شما به این مطلب سپاسگزارم